کتاب کوچک فلسفه تالیف گریگوری برگمن به شرح حکمت بزرگترین اندیشمندان جهان به زبانی خودمانی می پردازد. کتاب با یک پیشگفتار با عنوان: چیستی و چرایی فلسفه آغاز می شود و در بیست و چهار فصل به شرح اندیشمندان و فیلسوفان و شخصیت های نامی گیتی می پردازد. تالس و پیش سقراطیان، سقراط، افلاطون، ارستو، آگوستین قدیس، توماس آکویناس، رنه دکارت، توماس هابز، بندیکت اسپینوزا، جان لاک، دیوید هیوم، ایمانوئل کانت، هگل، کارل مارکس، ژان ژاک روسو، آرتور شوپنهاور، جان استوارت میل، سورن کیرکه گارد، فردریش نیچه، جان دیویی، لودویگ ویتگنشتاین، ژان پل سارتر، این راند و ویلیام وان ارمن کواین شخصیت هایی هستند که در این کتاب کوچک به افکار آنها پرداخته می شود.

 

کتاب کوچک فلسفه

 

به نقل از پیشگفتار کتاب:
پس، بالاخره فلسفه چیست؟ فلسفه، برخلاف کاربرد متداول این کلمه، صرفا نگرشی نسبت به زندگی نیست. وقتی شخصی بر نیمکت پارک کنارتان می نشیند و می گوید: فلسفه ی من در زندگی این است که... ؛ این فلسفه نیست. نه، فلسفه یکی از شاخه های خاص معارف بشری است.
قبل از این که زیست شناسی و فیزیک علم نامیده شوند و مطالعه ی ذهن روان شناسی و مطالعه ی سیاست علم سیاست نام بگیرد، فیلسوفان به همه ی این رشته های مجزا می پرداختند و، به عبارتی، آن ها را ابداع کرده بودند. اما فلسفه بیش از آن که پرداختن به این رشته ها باش، تلاشی است برای بسط دیدگاهی جامع نسبت به جهان هستی در بنیادی ترین بخش های آن و دیدگاهی جامع نسبت به انسان، از ماهیت ذاتی اش گرفته تا قدرت و حدود توانایی هایش.

فلسفه از اشتیاق به کشف ماهیت چیزها ناشی شده است. فلسفه به عنوان روش خاصی برای فهمیدن رازهای دنیا پدید آمده و روش فلسفی برای تعیین حقیقت ادعاهایی که درباره ی عالم می شود، بر استدلال منطقی تاکید می کند.

فیلسوفان مشتاق بودند ذات چیزها را کشف کنند، و فلسفه را به عنوان روش خاصی برای فهمیدن رازهای جهان ابداع کردند، روشی که ابزار اثبات دیدگاه هایشان را فراهم می آورد. فلسفه با مذهب فرق می کند زیرا ادعاهای فلسفه درباره ی جهان به کمک منطق توجیه می شوند درحالی که مذهب اصول خاص خود را با بهره گیری از داستان سرایی و قصه گویی توضیح می دهد.

حتی رمان نویسان بزرگ، که ایده هایشان درباره ی آدمی و جهان از صفحات کاغذ وامی جهند و ما را با عمق و بصیرت شان مبهوت می کنند، فیلسوف نیستند. چرا نیستند؟ صرفا به این علت که به فلسفه نمی پردازند. به بیان دیگ، توضیح یا دلیلی برای ادعاهای خود رائه نمی دهند.

بسیار خوب، پس فلسفه این است؛ اما چه اهمیتی برای ما دارد؟ موضوع اساسی همین است دیگر! موضوعی که احتمالا شما را به خواندن این پیش گفتار ترغیب می کند یا خیر. پاسخ ساده است: فلسفه به ما یاد می دهد که چگونه فکر کنیم. فیلسوفان نه تنها به ما می گویند که به چه چیزی فکر کنیم، بلکه به ما یاد می دهند که چگونه بیندیشیم. مطالعه ی تاریخ فلسفه فقط مطالعه ی تاریخ اندیشه ها نیست، بلکه تا حدی هم مطالعه ی تاریخ معرفت ما، مطالعه ی شیوه ی تفکر ماست. اتکای ما در عصر مدرن بر داده های تجربی و تجربه گری، و نیز اعتقادمان به استدلال منطقی برای اثبات گناهکاری یا بی گناهی، جملگی ثمرات بذرهایی فلسفی اند که در گذشته، قرن بعد از قرن، افشانده شده اند...