غلامحسین ساعدی ملقب به گوهر مراد یکی از بزرگترین نویسندگان دوران معاصر ایران است. او که در رشته روانپزشکی دکترای تخصصی داشت از این تخصص خود در خلق آثارش بهره می برد و در ترسیم نماها و فضا با تکیه برعلم خود فضایی کاملا تاریک و وهم آلود را به نمایش می گذاشت. از او اثار متنوعی چون داستان، نمایشنامه، مقاله و حتی سفرنامه نیز به یادگارمانده. از اثار او فیلم های درخشانی چون گاو و دایره مینا از داریوش مهرجویی و ارامش در حضور دیگران ساخته ناصر تقوایی ساخته شده است.

و اما عزاداران بیل و به گفته بسیاری معروفترین کار ساعدی. این کتاب از 8 داستان کوتاه تشکیل شده که شاید از لحاظ موضوع با هم تفاوت داشته باشند ولی ارتباط میان آنها بسیار قوی است. ارتباط و بستگی که به واسطه یکی بودن شخصیت های درگیر در تمام این داستان ها و نیز محیط رخ دادن آنها به وجود می آید. در واقع شاید بتوان گفت عزاداران بیل داستانی است بلند که می توان آن را به فصل یا بخش های کوچکتری تقسیم کرد. بخش هایی که هرکدام موضوعی خاص و یا گوشه ای از چهره و شخصیت تاریک مردمانی را مشخص می کنند که بسیار به ما شبیه هستند. انسانهایی که در هر داستان شباهتشان به ما بیشتر می شود. دروغ میگویند، مسخره می کنند خوش می گذرانند و حتی بدون دلیل و منطق تعصب دارند.

عزاداران بیل-غلامحسین ساعدی

داستان ها در دهاتی دوردست به نام بیل اتفاق می افتند و فضای داستان به گونه ای است که بیل مانند جزیره ای گرفتار در ذهن شما نقش می بندد. با ساکنانی که گویی همه در تاریکی یک کسوف گرفتارشده اند و تنها وجه تمایز میان آنها اسامی بسیار عام آنهاست. اسامی که بیشتر به لقب شبیه است تا نام خاص. رابطه و پیوند قوی ای با یکدیگر ندارند و در میان آنها احساس و یا عاطفه خاص و قابل ذکر و تاکیدی نمی توان یافت. حتی  به جرات می توان گفت گویی به اجبار کنار یکدیگر زندگی میکنند. در بیل گویی زمان نمیگذرد. روز نمی شود و شب نمی آید و همگان در نیم روشنایی وحشتناک و فراگیری چون مردگانی متحرک در حال زندگی که نه، در حال مرگی تدریجی اند. سایه ای که هر لحظه و به مرور داستان تاریکتر می شود. در واقع ضدیتی که با آشنایی بیشتر و روشن شدن شخصیت آنها و تاریک شدن فضای داستان ایجاد شده یکی از جذابیت های این کتاب زیباست. اینچنین فضایی که شاید بتوان آن را اغراق شده موقعیت کنونی دانست بستری است بسیار مناسب، تا بدون تاکید به شخص و یا اتفاقی خاص، فقط با دیدن ذهن و افکار، تفکری روانشناسانه در قبال شخصیت ها داشت.

کدخدای داستان که انسانی است بدون هیچ برتری خاص نسبت به دیگران، که فقط مرجعی احساسی است و هیچ توانایی خاصی در امور و یا فکر ندارد. مشخص است این انتصاب فقط به لحاظ عادت و یا رسم به او داده شده. مش اسلام که مردی است تنها و دارای تفکر یعنی اینکه میتواند در موقعیت های مختلف تصمیمات مناسبی بگیرد، کسی که نماد قشر متفکر است و تنهایی او در این داستان نیز مفاهیمی خاص را درذهن متبادر می کند. سایر شخصیت ها در این داستان به گونه ای وارد می شوند که گویا هرکدام گرفتار یکی از هفت گناه کبیره شده اند. ترس، پرخوری و تنبلی و ... . در این داستان وارد می شوند و تقابل آنها با مردمانی که توصیف آنها گفته شد بسیار زیباست. داستان ها به تدریج پیش می روند و اتفاقاتی که برای آنها می افتد انها را به جای اینکه برای برخوردهای جدید آماده شوند و وفق یابند بیشتر در عمق جهل و یا خرافه پرستی فرو میروند. سرنوشت آنها در دنیایشان به کجا میرسد و آیا این سایه شوم از آنها کنار میرود؟ 

در پایان لازم است ذکر کنم که داستان چهارم کتاب داتان معروف گاو است. داستانی که فیلم معروف به همین نام و بازی خیره کننده و ماندگار عزت الله انتظامی در نقش مش حسن آن را برای همیشه جاودان کرده است.

برشی از کتاب

سلام گفت: «بلند شین بیایین گوش کنین! کدخدا! بیا مشدی بابا! بیا اسماعیل!»

مردها بلند شدند و رفتند جلو و گوش هایشان را چسباندند به بدنه صندوق.

اسلام گفت: «می شنوین؟»

کدخدا گفت: «آره، آره.»

پسر مشدی صفر گفت: «من که چیزی نمی شنفم.»

اسلام گفت: «خوب گوش کنین.»

...

کدخدا گفت: «مثل اینکه توش باد می آد.»

مشدی بابا گفت: «نه خیر صدای آب می اد.»

اسلام سرش را بالا برد و گفت: «نه، صدای چیز دیگه نمی آد. این تو گریه می کنن. صدای گریه و زاری می آد.»

مردها گوش ها را چسباندند به بدنه صندوق و با وحشت بلند شدند.

کدخدا گفت: «آره، به خداوندی خدا صدای گریه می آد.»

مشدی بابا گفت: «یعنی می گی این تو یکی هس که گریه و زاری می کنه؟»

اسلام گفت: «این تو هیچ کس گریه و زاری نمی کنه. این یه ضریحه. ضریح یه امامزاده. نمی بینی چه جوری هستش؟ صدای گریه ها رو که شنیدین؟

 

 

برای خرید کتاب عزاداران بیل کلیک نمایید

 

 

و برای دانلود کتاب عزاداران بیل نیز اینجا