وودی آلن، فیلمساز، بازیگر، کمدین، نویسنده و موسیقی دان آمریکایی را میتوان افسانه ای زنده دانست. افسانه ای که در عرصه هنر از خود ساخته است را میتوان در نامزدی بی همتای او در اسکار دید. او 16 بار نامزد اسکار شده که در میان آنها بهترین کارگردانی و نیز بهترین فیلمنامه غیر اقتباسی به چشم میخورد. آغاز فعالیت هنری آلن به عنوان طنزپرداز و سپس کمدین بوده و همین امر سایه رد پای طنز را در اغلب آثار وی به جا گذاشته است. وی جز کارگردانان مولف و صاحب سبک هالیوود است که در آثارش با نگاهی طنز به مسایل فردی و اجتماعی انسانها نگاه میکند.

کتاب مرگ در میزند, ودی آلن

 

نمایشنامه مرگ در میزند وودی آلن که در مجموعه ای به همین نام به چاپ رسیده، نمایشنامه ای تک پرده و ساده و روان است. هرچند که مرگ در مقابل زندگی ایستاده است و در اغلب آثارهنری به کار گرفته شده است و شاید بار اصلی درام اغلب آثار هنری معمولا به عهده این واقعیت به ظاهر تلخ است، با اینحال ماهیت آن همیشه در سایه قرار دارد. سایه ای که شاید ریشه در ترس از آن دارد. نگرش به مرگ حتی در مسیله جهان بینی نیز بسیار پر اهمیت است. چرا که نگرش ماورا طبیعی و یا دیدگاه ماتریالیستی به آن تغییر شگرفی درنحوه زندگی و اعتقادات هر کسی میگذارد. در این نمایشنامه نگرش آلن به مرگ به گونه ای متفاوت است و او زندگی پیش از مرگ را هدف می گیرد و در واقع سعی در تعریف زندگی میکند که پایان دارد. مرگ که میتوان آن را پایان دانست میتواند به اهمیت بخشیدن به زندگی نقش مهمی داشته باشد. چرا که بنا به گفته بزرگان زندگی چون پایان میپذیرد ارزشمند است. و در واقع جان مایه این نمایشنامه نیز همین است. در این نمایشنامه مرگ در هیبت مردی سیاهپوش برای گرفتن زندگی به سراغ پیرمردی می آید که زندگی آسوده ولی نه چندان هدفمندی را میگذراند. پیرمردی که تا امروز ارزش زندگی زمانش را نمیدانست حال برای اینکه فرصتی بیشتر داشته باشد حتی حاضر به بازی ورق با مرگ می شود تا بتواند اندکی بیشتر زنده بماند. این بخش داستان ما را به یاد فیلم معروف مهر هفتم اثر فیلمساز شهیر سوئد اینگمار برگمن می اندازد. که در آن قهرمان اصلی فیلم جدالش با مرگ را به صفحه شطرنج می کشاند. ولی آیا می توان از مرگ پیشی گرفت و یا حتی شکست داد؟ یا اینکه آلن باز هم با همان نکته سنجی و زیرکی خاص خود پایانی متفاوت را برای خواننده رقم میزند؟

چیزی که آلن در این نمایشنامه به دنبال گفتن آن است این است که باید تک تک لحظه های زنده بودن را غنیمت شمرد و آن را به شادی گذراند و شاید این همان كاری است كه وودی آلن سالهاستآن را به وسیله نوشته‌ها و فیلمهلیش با ما می‌كند؛ شاد كردن آدم‌ها، حتی اگر از مرگ حرف بزند.

برشی از کتاب:

نات: مات و مبهوت نگاه می‌کند. شما کی هستی؟

مرگ: مرگ.

نات: کی؟

مرگ: ببینم ـ می‌شه بشینم؟ کم مونده بود گردنم بشکنه. مثل برگ دارم می‌لرزم.

نات: شما کی هستی؟

مرگ: عرض کردم که مرگ. ببینم، یه لیوان آب پیدا می‌شه؟

نات: مرگ؟ منظورت چی یه، مرگ؟

مرگ: تو چه ت ئه؟ مگه لباس سیاه و صورت سفیدم رو نمی‌بینی؟

 

خرید کتاب مرگ در میزند اینجا کلیک کن