دانلود کتاب جغرافیای کرمان اثر احمدعلی خان وزیری کرمانی

 

 

این رساله مشتمل است بر يك مقدمه و چهار تنبيه و يك خانمه. مقدمه در تسمیه کرمان و طول و عرض آن که از جهات اربعه بكدام خاك متصل میشود و تنبیه اول در تفصیل گواشیر كه دار الملك آنجاست و بلوکات شرقی آن تنبیه دوم در تشریح بلوکات شرقی جنوبی، تنبیه سیم در صفحات غربی، تنبیه چهارم در ولایات شمالی ، خانمه در تاریخ آن محال بطريق اجمال .

مقدمه عرض میکنم این ولایت منسوب است به کرمان بن هیتال ابن عیلام بن سام ابن نوح على نبينا و آله وعليه السلام . صاحب معجم البلدان کرمان را به فتح کاف ،نبشته در تقویم البلدان و اكثر كتب لغت به کر کاف نگاشته اند، مستعمل نیز چنین است. در اغلب کتب سیر مثل تكملة الاخبار وغیره و بعضی کتب لغت، کرمان و مکران را پسران هيتار بن عيلام بن سام مرقوم کرده اند، در بعضی از نخ پارسیان کرمان و مکران پسران پارس و او پسر پهلو و او نبیره کیومرث دیده شده ، الاول اصح، و اینکه در شاهنامه و پاره کتب افسانه کریمان ضبط کرده اند غلط است .

مرحوم رضاقلی خان لله باشی در لغت پارسی که تألیف و موسوم به انجمن آرا نموده کریمان نوشته آن مرحوم تقصیری ندارد زیرا که اغراء به جعل امام قلیخان زند شده و بسیاری از لغات پارسی را تحریف و بی اساس ضبط کرده، همه مقصودش ایراد  بر صاحب برهان قاطع و جامع و فرهنگهای مستعمله معروفه بوده مجملا کرمان از سمت مشرق همه جا به صحرای لوط که متصل است به خراسان و عرض آن صحرای لوط در بیشتر جابها تقریباً پنجاه فرسخ است، وشرق حقیقی کرمان قاینات است و شرقی شمال آن ولایات طبس و شرقی جنوبی آن ملك سيستان و از سمت جنوب متصل است به مکران که این زمان بلوچستان گویند و از سمت مغرب به خاك فارس وصل میشود و از جانب شمال میرسد به خاک یزد .

و گوشه همان صحرای لوط . فاصله میان کرمان و خراسان : و اما طول کرمان از زین الدین اول خاك بلوك انار که چهارده فرسخی شهر یزد است تاكلات سرخ که آخر بلوك رود بار [است] و موصل بخاك بلوچستان یکصد و بیست و شش فرسخ است از زین الدین ناکرمانشاه شش فرسخ ، از آنجا تا شمش پنج فرسخ ، از آنجا تا انار هفت فرسخ ، از آنجا تا بیاز پنج فرسخ ، از آنجا نا کشکوئیه پنجفرسخ ، از آنجا تا بهرام آباد هفت فرسخ از آنجا تا کبوترخان نه فرسخ ، از آنجا تا باغین هشت فرسخ، از آنجا تا گواشیر که سواد اعظم و دار الملك کرمان است هفت فرسخ از گواشیر هفت فرسخ است تا ماهان و از آنجا پنج فرسخ است تا کاروانسرای سنگ از آنجا نه فرسخ است تا راین از آنجا نه فرسخ است تا نهرود ، از آنجا سه فرسخ است تا سروستان، از آنجائش فرسخ است تا کاروانسری ده بگری ، از آنجا شش فرسخ است تا دشت کوش، از آنجا پنج فرسخ است تا دو ساری ، از آنجاشش فرسخ است تا نظم آباد و از آنجا شش فرسخ است تا کلات سرخ آخر خاك بلوك رودبار. کرمان از آنجا متصل بخاك بلوچستان میشود ، در همه این راه عراده و کالسکه می رود .

 

برای خرید کتاب جغرافیای کرمان نسخه چاپی اینجا کلیک نمایید و برای دانلود رایگان به ادامه مطلب مراجعه نمایید.

 

 

اینکه در جغرافیای قدیم مثل تقويم البلدان ونزهة القلوب و شاهد عادل طول کرمان را یکصد و هشتاد فرسخ نوشته اند بدین سبب است. در ابتدا که در کرمان و مکران بنای آبادانی شد، چون مکران برادر کهتر بود و تابع او امر و نواهی کرمان، کتبی که مینوشتند مساحت مکران را نیز جزء کرمان مینگاشتند ، بعد از آن هم اغلب اوقات مکران تابع والی کرمان بوده، اکنون هم که سنه ۱۲۹۱ هجری است یکصد و هشتاد فرسخ طول در تصرف مرتضی قلی خان وكيل الملك حكمران كرمان میباشد، لهذا بقیه فراسخ را که در طول واقع شده است می نگارد که ملاحظه کننده بداند قدما صحیح نوشته اند بلکه از یکصد و هشتاد فرسخ علاوه هم دارد .

از کوچ گردان تا بمپور پنج فرسخ ، از بمپورنا مهره شش فرسخ، از فهره تا ابتر شش فرسخ ، از ابتر تا مکس پانزده فرسخ ، در این پانزده فرسخ آب میباشد و ایل دامنی و ابتری منزل دارند، از مکس تا سب دوازده فرسخ، از سب تا دزك ده فرسخ ، از درك تا جالق پانزده فرسخ، از جالق تا ماشکید ده فرسخ ، از ماشکید با نطرف در تصرف آزادخان خارانی و سایر خوانین  بلوچستان و کلات میباشد و او محکوم حکم حکمران کرمان نیست و این طول بخط مستقیم نمی باشد و بسبب سختی و ناهمواری راه و آب و آبادانی انحراف و اعوجاج دارد وعراده نمیرود .

و اما عرض کرمان از مشرق به مغرب در همه جا خاک کرمان از سمت مشرق به صحرای لوط که فاصله کرمان و خراسان است میرسد و آخر آن از سمت مغرب وصل بخاك فارس می شود، كما ذكرت . اکنون به عرض آن را مشخص میکنیم : اولا عرضی که از نفس گواشیر که دار الملك كرمان است - میگذرد از ده سیف که متصل به لوط است تا دشتیر و ارزویه که وصل بدهات سبعه فارس است ٦٧ فرسخ است، از ده سیف تا خبیص سه فرسخ ، و از آنجا تا «چهار فرسخ» چهار فرسخ است، و از آنجا هفت فرسخ تا درختنگان ، از آنجا هفت فرسخ است تا گواشیر، از گواشیر تاکاروان سرای چاروك شش فرسنگ از چاروك تا نگارشش فرسنگ از نگارنا قلعه عسکر هشت فرسنگ ، از قلعه عسکر تا بافت شش فرسنگ از بافت الی دشت آب پنج فرسنگ از دشت آب تا ده سرد شش فرسنگ ، از ده سرد تا قنات محمدی پنج فرسنگ، از آنجا چهار فرسنگ تا دشتبر که از بلوک ارزویه است و از آنجا چهار فرسخ است تا حاجی آباد خاك سبعه از محال فارس . در همه این عرض عراده میرود مگر میانه خبیص و شهر کرمان عقبه ایست که رفتن کالسکه و عراده از آن راه متعذر است . عرض دیگر  که در جنوب این عرض مذکوره واقع شده است.

 

دانلود کتاب جغرافیای کرمان