پشتیبانی از ساعت ۹ صبح الی ۱۰ شب :  ۰۹۱۲۵۳۴۳۶۴۴

معرفی کتاب روانشناسی

 

 

این کتاب ترجمه است از کتاب : problems de I ame moderne نوشته کارل گوستاو یونگ، روانشناس و روانکاو بزرگ و مشهور سوئیسی که همراه با زیگموند فروید اتریشی، به عنوان بنیانگذاران علم روانکاوی دنیای نوین شناخته میشود.

مشکل روانی انسان متجدد امروزی، مساله ای است که حتی تجددش آن را پیچیده تر و حل ناشدنی تر می کند. انسان متجدد انسانی است که تازه ظهور کرده است و مشکلش هم تازه مطرح شده و پاسخ آن هنوز به آینده موکول است. به این ترتیب مشکل روانی انسان مدرن حتی در بهترین شرایط عبارت است از مسائلی که شاید به کلی متفاوت با تفکر ما باشد، البته اگر کوچک ترین تفکری درباره پاسخ به آینده داشته باشیم. علاوه بر آن، بحث از موضوعی چنین کلی - اگر نگوییم چنان مبهم - به حدی فراتر از درک یک متفکر است که کاملا حق داریم جز با احتیاط کامل و فروتنی عمیق به آن نزدیک نشویم.

 

89416152

 

انسان موسوم به مدرن همیشه منزوی است، هرگامی که به سمت خود آگاهی بلند مرتبه تر و متحول تر بی می دارد، بیشتر او را از جمع عرفانی اولیه و از گله جدا می کند و بیشتر او را از غوطه ور شدن در خود آگاه جمعی بیرون می کشد. هرگام به پیش، نشانه جدالی بیشتر برای جدا شدن از کانون همگانی ناخود آگاه بدوی است که در آن توده ها همزیستی دارند. حتی در میان اقوام متمدن، پست ترین اقشار اجتماعی از نظر روانی، دارای ناخود آگاهی شبیه مردمان بدوی اند. اقشار اندکی متحول تر معمولا با درجه ای از خود آگاه منطبق با اولین تمدن های بشر زندگی می کنند و اقشار برجسته خود آگاهی شبیه خود آگاه قرون اخیر دارند. به عقیده من تنها انسان مدرن در عصرحاضر زندگی می کند، چون خود آگاهش به روز در آمده است. از دیدگاه او تنها دنیاهایی رنگ باخته اند که درجه خود آگاهشان از دور خارج شده باشد. ارزش ها و آرمان های آنان دیگر برای انسان مدرن جذابیتی ندارد. از این رو به معنای دقیق واژه "ضد تاریخ" شده و از توده ای که تنها اندیشه های سنتی را می بیند، دور شده است. یکپارچه مدرن نیست مگر آن که به منتهی الیه ساحل دریا رسیده باشد و به آن چه در پشت سرش فرو ریخته یا به اهتزاز در آمده توجه نکند. انسانی که در مقابلش نیستی است و همه چیز می تواند از همین نیستی زاده شود.

این برداشت چنان گستاخانه است که می توان به سهولت نوعی ابتذال را در آن دید. چون هیچ کاری آسان تر از بزرگ جلوه دادن خود آگاهی از خود نیست: گروهی پریشانفکر و معلول که با پرسش ساختگی و ریاکارانه از تمام وظایف و تکالیف زندگی، ظاهر انسان مدرن به خود می دهند. اینان به ناگاه به صورت خفاش هایی تخیلی در پیش چشم انسان به واقع مدرن ظاهر می شوند و انزوای کمتر مورد پسندشان اعتبار خود را از دست می دهد. این گونه است که چشم کوته بین توده ها معدود انسان های مدرن را از پشت مواج این اشباح مدعی تجدد می بیند و مدرن و مدرن نما را با هم اشتباه می گیرد.

خود را مدرن دانستن اعلام شکست است.
اعتراف به حقارت و مظلومیت از نوع جدید، حتی دردناک تر از چشم پوشی از اندک غرور صادقانه که همیشه در تاریخ باعث سرشکستگی بوده است.

البته بسیاری از افراد خود را "مدرن" می نامند به ویژه متجدد نماها. از این رو انسان به واقع مدرن، غالبا خود را در میان مردمانی می بیند که ادعای بزرگواری دارند. جبران یا تاوانی که اشاره کردم باید به هر طریق ممکن از یک سو با اتکا بیشتر به گذشته، محکوم کردن شکست تاریخ و از سویی دیگر با پرهیز از هرگونه ابهام تاثیر انگیز صورت پذیرد. هر نیکی با یک بدی ارتباط دارد و در دنیا هیچ خوبی وجود ندارد که بدون بدی مرتبط با آن انجام شود. از این حقیقت دردناک احساس نوعی پوچی و بیهودگی به وجود می آید که همیشه با خود آگاه موجود انسانی همراه است، انسانی که می خواهد در بلندای تمام تاریخ گذشته بشر بایستد و تاریخی نتیجه هزاران سال تجربه! حداقل این یک اعتراف غرور آمیز به حقارت و همزمان شکست آرزوها و خیالپردازی های هزاران ساله است.

 

نویسنده
1059

اگر این کتاب را می خوانید از ان جهت که اعصاب راحت ندارید، بدانید که این کتاب دقیقا برای شما نوشته شده است، و در این صورت بدانید که خطاب هم مستقیما به شماست.، فرض می کنم که کنار من نشسته اید.
می خواهم به زبان ساده و با این حال با ذکر همه جزئیات به شما بگویم که ناراحتیهای عصبی چگونه شروع می شوند، چگونه شکل می گیرند و چگونه می توان آنها را درمان کرد. مطالعه ای این کتاب ساده است، چون برای شما و درباره ی اعصاب شما نوشته شده است و از این رو آن را با میل و رغبت می خوانید و این در حالی است که شاید تحت تاثیر اعصاب ناراحت خواندن یک کتاب معمولی و حتی روزنامه برایتان دشوار باشد، و این را هم بدانید که مطالعه به هر قیمت و زیر فشار شما را در شرایط نامناسبتری قرار می دهد.

 

9789645840196

 

 

ممکن است شدت افسردگی و دلتنگی شما به اندازه ای باشد که خیلی راحت به بیمار بودن خود اعتراف کنید و خود را یک بیمار تمام عیار بدانید. بدون توجه به اینکه خود را بیمار می پندارید یا نپندارید، مسئله این است که می خواهید بار دیگر به حالت قبل و به دوران سلامت برگردید. می خواهید از شر ناراحتی اعصاب خلاص شوید. ممکن است در خیابان به دیگران نگاه کنید و از خود بپرسید که چرا نمی توانید مانند آنها باشید؟ راستی این چه اتفاق وحشتناکی است که برای شما افتاده است؟ معنای این احساسات ناخوشایند وحشتناک چیست؟

ممکن است مدتها و حتی سالهای طولانی با این ذهنیت زندگی کرده باشید. حتی ممکن است از شدت نومیدی به جایی رسیده باشید که بخواهید به همه چیز خاتمه دهید. حتی ممکن است تصمیم به خودکشی گرفته باشید و برای این کار اقداماتی هم صورت داده باشید. با این حال می توانید بهبود یابید و از زندگی خود لذت ببرید. تنها تفاوت میان کسی که سالهای طولانی بیمار بوده و کسی که ناراحتی اش سابقه طولانی ندارد این است که  کسی که مدتهای طولانی بیماری را تحمل کرده فرصت بیشتری داشته تا خاطرات مزاحم و به خصوص خاطرات مربوط به شکستها و ناکامیها را جمع آوری کند، و به همین دلیل است که او به سرعت بیشتری نومید می شود. اما سابقه طولانی بیماری هرگز به این مفهوم نیست که به مصرف طولانی بودن بیماری امکان بهبود کاهش می یابد.

وقتی کسی را می بینم که مدتها درگیر اختلالات عصبی بوده او را بیمار مزمن نومید در نظر نمی گیرم، او را ترسو و بی دل و جرات هم نمی دانم. به جای همه اینها او را دردمندی گیج و مبهوت می بینم که احتمالا برای بیماری اش توضیحی ندارد. او را کسی می بینم که برای درمان خود از کسی به قدر کافی کمک نگرفته است. اما من بسیاری می شناسم که پس از مدتها رنج کشیدن و بعد از سالها تالم ، سلامت خود را بازیافته اند و از این روست که می گویم جایی برای نومیدی نیست.

هرکدام از ما، اگر زحمت جستجو به خود بدهیم، از قدرت بی چون و چرایی برخورداریم. می توانیم به توقعات خود جامه عمل بپوشانیم. شما از این قاعده مستثنی نیستید. اگر بخواهید می توانید آن را بیابید. هر اندازه خود را ناتوان و ترسو بدانید می توانید به این مهم جامه عمل بپوشانید. من کمترین تردیدی به توانایی شما ندارم. این کتاب را برای تعداد محدود شجاعان انگشت شمار نمی نویسم. این کتاب را برای شما می نویسم، برای شما که انسانی معمولی، متالم و دردمند هستید، برای شما که شجاعتی لزوما بیش از دیگران ندارید، در حد سایرین هستید. برای شما که بدون تردید به اندازه دیگران از شجاعت و توانایی درونی برخوردارید. ممکن است از این نیروی درون خود آگاه باشید اما گمان کنید که تحت تاثیر تالمات روانی و اختلالات عصبی خود نمی توانید از این نیروی خود استفاده کنید. این کتاب شما را در رسیدن به این توانایی کمک می کند. به شما نشان می دهد که از این نیرو چگونه استفاده کنید.

بخشی از سطرهای آغازین کتاب

 

درباره نویسنده کتاب:

دکتر کلر ویکز در سال 1929 در دانشکده علوم دانشگاه سیدنی، مدرک دکترای خود را کسب کرد و در سال 1945  از دانشگاه سیدنی، مدرک دکترای پزشکی گرفت. او در سال 1955 به عضویت کالج سلطنتی پزشکان استرالیا در آمد و در سال 1973 در میان همکاران این دانشکده قرار گرفت. بانو کلر ویکز پس از کسب مدرک دکترا، پنج سال به طبابت پرداخت. او به دلیل مطالعه در زمینه اعصاب و اضطراب و یافتن روشهای درمانی، در این زمینه از شهرت زیادی برخوردار است. دو اثر مهم او به نام های رهایی از ناراحتی اعصاب و اعصاب راحت در زمره کتاب های پرفروش جهانی قرار دارند.

خانم دکتر ویکز صرفنظر از نگارش کتاب در بیمارستانهای روان پزشکی بریتانیا سخنرانیهای متعددی ایراد کرده و در بسیاری از برنامه های تلویزیونی و رادیویی آمریکا و انگلیس در زمینه های اعصاب و روان سخن گفته است.

نویسنده
1502

کتاب حاضر دادخواستی است که عناصر مخالف با رشد و پرورش انسان و انسانیت را در جهان ما به پای محاکمه می کشد؛ و از آنجا که نخستین شرط تحقق مردمی و اعتلای آدمی آزادی است، کوشش اصلی آن بر پرده برانداختن از دشمنان آزادی متمرکز می گردد.
اما ترکتازی خودکامان و هیاهوی عوامفریبان و شگفت کاری عیاران و ساده دلی مردمان در طی قرون چنان بوده که کشف معنای راستین آزادی، اگر محال نباشد، به دقت و امانت بسیار نیازمند است. شنعتی درنگرفته و شعبده ای به پا نخاسته که خطیبان و نویسندگان و طراران به حساب فرشته ی نافرجام آزادی نگذاشته باشند به طوری که اگر سنجش قضایا را به نتایج آنها وابسته بدانیم، پس از عشق باید از آزادی به عنوان سیهکارترین دزدان سعادت آدمی نام ببریم.

images12

 

 

برخی از آشفتگیهایی که در معنای آزادی درآمیخته معلول بداندیشی و بعضی نتیجه ی استعمال وسیع و گاه نابجای این لفظ است. عارف و سیاستمدار و روانشناس هر سه از آزادی نام می برند و همه از ظن خود یا آن می شوند، ولی تحلیل مباحثاتشان نشان خواهد داد که غالبا معنایی که هر یک از این لفظ در نظر دارد، اگر ناقض مراد دیگری نباشد، لااقل ارتباطی نیز با آن ندارد. از این سخن پیداست که، برخلاف مباحث علمی و فنی، در گفتگو از آزادی میان نویسنده و نوشته جدایی نیست و تاثیر عوامل ذهنی و فردی در برگزیدن هدف و سیر استدلال چنان بالا می گیرد که پیش از ورود به اصل مطلب، تعریف مفهوم و معرفی نویسنده ضروری است.

اریک فروم به سال 1900 در آلمان زاده شد و در دانشگاه های فرانکفورت و هایدلبرگ و مونیخ و موسسه روانکاوی برلین آموزش یافت و به دریافت درجه ی دکترا در روانکاوی نایل آمد. پس از مهاجرت به ایالات متحده ی آمریکا در موسسات عالی آن کشور از جمله دانشگاه های میشیگان و نیویورک و کلمبیا و کالج بنینگتن به تدریس پرداخت و تا این هنگام نیز به تعلیم و نویسندگی ادامه می دهد.

کار فروم در روانشناسی ولی گرایش وی اجتماعی است. چون ارسطو، آدمی را جانوری اساسا اجتماعی می بیند که نیاز به ارتباط با انسانهای دیگر و شعایر و موسسات در وی حالت غریزی یافته است. بر مشاهدات اساسی فروید به چشم قبول می نگرد، از هگل و مارکس هم تاثیر می پذیرد و معتقد است که تاریخ آدمی داستان تلاش برای آزادی است، ولی در هیچ زمینه بدون قید و شرط از این استادان تبعیت نمی کند و سعی دارد با نقادی و استنتاجات تازه راه نوینی بگشاید و تا آنجا که ممکن است بینش جدیدی عرضه کند و از برج عاج دستگاه های نظری به میان مردم رود.

انگیزه ی نگارش کتاب فشاری است که نیروهای ضد آزادی بر اساس فردیت و ایمنی انسان جهان ما وارد می آورند و شناساندن این دشمنان به خاطر برانداختن ریشه ی آنها. همه جا سخن از آزادی است و بسیاری در این تصور دلخوشند که با برافتادن سلطه ی قوایی که در قرنهای پیشین بر آزادی و استقلال آدمی به دیده ی انکار می نگریستند زنجیرها گستته و سد ها شکسته یافته است.اما مشاهده می آموزد که اگر مراد از آزادی نیکبختی مردم بوده، اکثریت وسیع جهانیان در این معامله ناکام مانده اند. اگر نیل به سعادت بدون آزادی ممکن نیست، چرا فروغ از این گوهر برخاسته و چگونه انسان آزاد عصر ما هنوز در چنگال یاس تلاش می کند؟ پیداست که خلل در اساس کار است و در مبارزاتی که کرده ایم به بیراه افتاده ایم.

غرض از آزادی در این کتاب مفهوم مابعد الطبیعی این لفظ نیست و نویسنده قصد ندارد در باب جبر و تفویض نکته ای تازه بیاموزد. مشکل این نیست که در تصمیماتی که می گیریم تا چه اندازه به گفته حکما مختار و تا چه حد مجبور بوده ایم و سعادت و شقاوت از ازل مقدر شده یا نتیجه ی اعمال خود ماست. فرض بر این است که موجودی با طبیعت کلی آدمی به جهان آمده و در عرصه ی آن در تنازع بقاست. این تلاش موجد عادات و خصایص و موسساتی شده که پایه ی آنها بر غرایز اصلی و تعبیر آدمی از خواسته های اوست. نکته اینجاست که ببینیم مفهوم آزادی، به عنوان یکی از بزرگترین غایات زندگی، در نظر آدمی چه بوده و چگونه این تعبیر به بحران دنیای پرخروش امروز منتهی شده است.

بخشی از نوشتار عزت الله فولادوند (مترجم کتاب) در مقدمه کتاب گریز از آزادی

نویسنده
832

معرفی کتاب آینده یک پندار فروید

 کتاب آینده یک پندار اثر زیگموند فروید برای نخستین بار در سال هزار و نهصد و بیست هفت انتشار داد.ن

ویسنده در کتاب آینده یک پندار دیدگاه و عقیده و نظر خود را راجع به چگونگی پیدایش.روانشناسی دین و توسعه و پیش بینی اینده ادیان مطرح می نماید.در واقع در کتاب حاضر علاوه بر مقوله رواشناسی و جهان این علم که در کتاب های زیگموند فروید مطالعه کرده ایم. در این اثر به دین نیز می پردازد.و نگاهش به ادیان همانند یک سامانه باور محور بوده و معتقد است که روان ارادگی جهانی مخصوص نوع ادمی میباشد و ظهور ادیان را مطلقا  مثالی از نشانه های روان رنجوری در اشخاص می شناسد.زیگموند فروید باور ایمان به افرینده را نتیجه امال دست نیافتن ادمی برای محافظت از لایا و خطرهای زندگی دانسته .ایشان مسبه افرینده قادر مطلق را با نام ستایش جمعی ادمی از یک افرینده بزرگ مانند یک پدر فردی تعبیر می نماید و ادمی با اگاهی و تکامل فکری و دوری از افکار . عقاید بچه گانه و استفاده از دانش و تکنیک دانست که اگر ممکن نیست خود را از بلایا نجات دهد  حداقل میتواند به خود کمک نماید و این رشد و حرک بسوی اینده که از رشد فرهنگی و دانش است باعث تغییر نظامی اعتقادی و شناخت روانی ادمی میشود.

آینده یک پندار نخست بار توسط مترجم توانا هاشم رضی بفارسی برگردانده شده است و در ترجمه های دیگر نیز با عناوینی چون آینده یک وهم یا پیش بینی پندار ترجمه به فارسی شدخه است.برای مطالعه دیگر کتاب های هاشم رضی اینجا کلیک نمایید.

پشتیبان سایت
1141